
به نای نی زنم این نغمه آواز« کبوتر با کبوتر باز با باز »اگرچه ما دو مرغی بی نصیبیممن از شوق تو دارم شور پروازتو روزی می روی هنگامه کوچو من می مانم و یادی ز آغازمن و تو جمع دنیای تضادیمولیکن بین ما عشق است و اعجازکه گفته عشق در حد و حصار استتو بشکن سنت و رسمی دگر سازبه والله گل که سلطان جمال استشود گاهی به روی خار دمسازمن از هر باز بیزارم کبوتربیا این رسم ننگین را برانداز .ح.س1392/9/29 ...
ادامه مطلب
همان بهتر که آن عشق من و تو میان دفتر شعری بماند که شاید روزگاری ، ناشناسی بیاید قصه ی ما را بخواند بخواند تا بداند بازی عشق بشر را تا کجاها میکشاند همان بهتر که راز بین ما را کسی جز خالق یکتا نداند ح.س 1394/8/20 ...
ادامه مطلب