نامه ای دستم رسیده ، میشود یعنی تو باشی ؟!!
رنگ رخسارم پریده ، میشود یعنی تو باشی ؟!!
پستچی امضاء گرفت و بیخبر من را رها کرد
قلب ، سر تا پا تپیده ، میشود یعنی تو باشی ؟!!
نیست در آنسوی نامه از فرستنده نشانی
اضطرابم قد کشیده ، میشود یعنی تو باشی ؟!!
پای من تاب و توان ایستادن را ندارد
من نفسهایم بریده ، میشود یعنی تو باشی ؟!!
میروم کنجی و تنها مینشینم در اتاقم
کس مرا اینسان ندیده ، میشود یعنی تو باشی ؟!!
دست من میلرزد اما نامه را سر میگشایم
لرزه جانم را تنیده ، میشود یعنی تو باشی ؟!!
نامه ات را سر گشودم ، کاش در دنیا نبودم
اینچنین سرد و تکیده ، میشود یعنی تو باشی ؟!!
تو نوشتی تا همیشه رفته ای ، آری که تنها
صاحب این نو رسیده میشود یعنی تو باشی
ح.س
1395/12/2
برچسب:
نویسنده: سارا محمودی