خرید بک لینک
دلم دیدار رویت را هوا کرد نشستم نامه ات را باز خواندم دوباره با همان آشوب آن روز میان سطر سطر نامه ماندم نه یک بار و نه ده بار و نه صد بار حسابش را ندارم چندمین است ولی هر بار با خود گفتم ای وای که این شعری به خط «نازنین»است دلم میخواست تا من هم بدانم ورای معنی این واژه ها چیست بدانم این غم پنهان شعرت غم ناگفته های سینه ی کیست غمی در سینه ات بود و نگفتی و شاید محرم رازت نبودم ولی باور کن ای بانوی مهتاب من آن غم را ز چشمت خوانده بودم غم دل دادن اما دل بریدن غم آینده را از پیش دیدن غم تقدیر را تصمیم کردن و از احساس خود پا پس کشیدن برایم آنچه از این عشق مانده دو سه شعر است با یک یادگاری همان یاادامه مطلب

برچسب: یاقوت,سرخ, نویسنده: سارا محمودی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:54

حسرت بوسه ی لبهای تو را به جهان دگری خواهم برد و اندر این حسرت بی وقفه مدام همه شب خون جگر خواهم خورد آه ای گمشده ی شبهایم تو ندانی که چقدر تنهایم بی تو ایام چه بی تاب گذشت تنگ و تاریک شده دنیایم روز اول که تو را میدیدم به خودم ، حال خودم خندیدم عشق اما به سرم آن آورد که دگر جای دگر نشنیدم کوه صبرم که فروپاشی من جز به تجدید ملاقات تو نیست که در آن روز تو خواهی دانست عاشق خسته دلت بهر چه زیست من اگر تا به کنون سر پایم شوق دیدار تو بر پایم داشت ورنه با رفتن تو سیل غمت مرگ را در دل من جای گذاشت ح.س 1396/5/6 + نوشته شده در شنبه ۱۳۹۶/۰۵/۰۷ساعت 17:16 توسط | ادامه مطلب

برچسب: کوه,صبر, نویسنده: سارا محمودی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:54

اگر برفتی و عشقی دگر نصیبت شد برو ولی بر آنکس که ناز تو بخرد کسی که درک کند قدر « نازنینان » چیست تو را به عرش رساند ، به آسمان ببرد کسی که دوست بدارد تو را در همه حال همیشه بهر تو از خود ، وجود خود گذرد کسی که دیدن تو آرزوی او باشد همیشه نام تو را جز ره ادب نبرد کسی که با تو سراسر مهربان باشد قباادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا محمودی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 5:36

تو را در خواب دیدن به بود از وقت بیداری که تو در خواب دیگر لااقل ما را نیازاری کنارت مینشینم ، خواب میبینم که آرامم که تو دیگر نگاهت را ز رویم بر نمیداری وصالت آنقدر شیرین بود در خواب من جانا که هرگز عمق زجر صبح فردا را نپنداری اگرچه دیرگاهی بیخبر از حال و احوالیم ولی از تو خبر دارم ، ولی از من خبادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا محمودی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 5:36

واژه ای خواهم برای وصف تو واژه ای والا ، برازنده ، وزین واژه ای تا بر بگیرد شوکت دختری از جنس دریا ، بی قرین واژه ای یکتا ، نباشد مثل او در میان آسمان ها و زمین من یقین دارم تویی معناگر آیه ی تبریک احسن خالقین واژه ای خواهم که با حسن و کمال عصمت و فرزانگی باشد عجین واژه ای خواهم برای وصف آن آریاییادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا محمودی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 5:36

گذشت بی تو زمان تاکنون ولی به چه سان ؟ بهای عشق تو سنگین و سخت بود و گران ندارم هیچ تصور ز فصل سبز بهار که چهار فصل حیاتم هماره بوده خزان شنیده ای تو ز مردی که عشق او را کشت ؟ اگر نه ، دفتر شعر مرا بگیر و بخوان قسم به مادر داغدیدۀ غم فرزند که صبر در پس هجران نبوده است آسان گذار عمر زداید غم دل از ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا محمودی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 5:36

هشتمین سال نبودت هم گذشت

بودنت کم بود ، اما باز بود

راست بود آن قصۀ مادربزرگ

بود همواره یکی ، آن یک نبود ...

ح.س

1395/11/26

+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۵/۱۱/۲۶ساعت 22:1 توسط |

برچسب: نویسنده: سارا محمودی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 5:36

نامه ای دستم رسیده ، میشود یعنی تو باشی ؟!! رنگ رخسارم پریده ، میشود یعنی تو باشی ؟!! پستچی امضاء گرفت و بیخبر من را رها کرد قلب ، سر تا پا تپیده ، میشود یعنی تو باشی ؟!! نیست در آنسوی نامه از فرستنده نشانی اضطرابم قد کشیده ، میشود یعنی تو باشی ؟!! پای من تاب و توان ایستادن را ندارد من نفسهایم بریادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا محمودی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 5:36

از عشق چه داغ ها که دیدیم

از عشق چه زخم ها که خوردیم

صدبار در آستانه ی مرگ

رفتیم ز غم ولی نمردیم

ما در پس عشق گریه کردیم

با بغض نهان نزاع کردیم

در روز فراق سرد و آرام

لبخند زنان وداع کردیم

از ساحل آرزو گذشتیم

تنهایی خود نظاره کردیم

در کشتی بیکسی کسی را

بدرود کنان اشاره کردیم ...

ح.س

1395/12/12

+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۵/۱۲/۰۹ساعت 1:32 توسط |

برچسب: نویسنده: سارا محمودی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 5:36

خداوندا فقط یکبار دیگر

مرا دیدار رویش را عطا کن

مرا تنها به قدر لحظه ای چند

از این دلتنگی مفرط رها کن

پس از سی سال دوری بارالها

بیا یکبار تغییر قضا کن

مرا با درد هجران آزمودی

کمی من را به وصلش مبتلا کن

از این شوق و تمنا بهر دیدار

فقط قدر نگاهی سهم ما کن

مرا در اتفاقی نابهنگام

به بالینش رسان آنگه جدا کن

ح.س

1396/3/10

+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۶/۰۳/۱۱ساعت 2:48 توسط |

برچسب: نویسنده: سارا محمودی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 5:36

ز صبر کام برآید اگر خدا خواهد نگار ما به بر آید اگر خدا خواهد اگرچه بر حسب ظاهر از خرد دور است ولی فراق سر آید اگر خدا خواهد من از گذشتن موسی ز بحر فهمیدم محال واقع درآید اگر خدا خواهد به دل فتاده که ایام وصل نزدیک است که غصه بیش نپاید اگر خدا خواهد همیشه در پس سختی و تنگنا دستی ز غیب جلوه نماید اگر خدا خواهد زیان الکن من از برای مقدم یار دوباره عقده گشاید اگر خدا خواهد ببین که همچو منی در هوای آن محبوب چه شعرها که سراید اگر خدا خواهد تو را ز او طلبم ، باشد آنکه از سر لطف غم از دلم بزداید اگر خدا خواهد ح.س 1395/8/10ادامه مطلب

برچسب: اگر خدا خواهد,شعر اگر خدا خواهد,خواهد اگر خدا نبخشد گناه ما,عدو شود سبب اگر خدا خواهد,شود سبب خیر اگر خدا خواهد,عدوشود سبب خیر اگر خدا خواهد, نویسنده: سارا محمودی تاريخ: سه شنبه 11 آبان 1395 ساعت: 12:43


گاه می اندیشم

اندر این لحظه که من غرق تمنای توام

در پس کوچه ذهنت آیا

یاد من می گذرد ؟


به خیالم آری

پل پیوند میان من و تو این دل ماست

چه تفاوت دارد

سر این رشته کجاست ...


ح.س

1392/8/10

برچسب: سؤال جرئ,سؤال,سؤال محرج,سؤال جرئ 453,سؤال جريء 450,سؤال صعب,سؤال جرئ 454,سؤال بسيط,سؤال جرئ 2016,سؤال محيرني, نویسنده: سارا محمودی تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 19:06

وقتی تو رفتیدر آن غروب بیکسی سر در گریبان تنها میان خاطرات تو نشستمهمچون بلورین جام امید وصالتبا رفتنت خوردم زمین ، در خود شکستمدیوار آمالی که با یادت بنا شدبا دست خود از ریش و بن از هم گسستمبعد تو درب شهر ویران دلم رازنجیر و غل کردم به روی کس ببستمرفتی ولی من سالها هنگام مغربدر سوگ آن مرداد ماه تلخ هستم ؛وقتی تو رفتیپشت سرت شور و شعف یکبارگی رفتسر زندگی رفتآسودگی رفتخواب خوش و روی خوش از من جملگی رفتشاید که بعد رفتنت آرام جانمدر یک سخن دیگر تمام « زندگی » رفت .ح.س1392/9/16 ادامه مطلب

برچسب: بر باد رفته,بر باد رفته دوبله فارسی فیلم کامل,بر باد رفته کتاب,بر باد رفته دوبله فارسی,بر باد رفته دانلود فیلم,بر باد رفته دانلود,بر باد رفته دوبله فارسی دانلود,بر باد رفته,دانلود کتاب,بر باد رفته عشق,آرزوهای بر باد رفته, نویسنده: سارا محمودی تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 19:06


به نای نی زنم این نغمه آواز

« کبوتر با کبوتر باز با باز »

اگرچه ما دو مرغی بی نصیبیم

من از شوق تو دارم شور پرواز

تو روزی می روی هنگامه کوچ

و من می مانم و یادی ز آغاز

من و تو جمع دنیای تضادیم

ولیکن بین ما عشق است و اعجاز

که گفته عشق در حد و حصار است

تو بشکن سنت و رسمی دگر ساز

به والله گل که سلطان جمال است

شود گاهی به روی خار دمساز

من از هر باز بیزارم کبوتر

بیا این رسم ننگین را برانداز .


ح.س

1392/9/29

برچسب: کبوتر و باز,كبوتر و باز,کبوتر و باز سریال,کبوتر و باز رمان,فیلم کبوتر و باز,شعر کبوتر و باز,سایت کبوتر و باز,کبوتر و کبوتربازی در ایران,کبوتر بازی,کبوتر بازان, نویسنده: سارا محمودی تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 19:06

بی اختیار خنده ز لبهای من گریخت هر بار یاد هجر تو از سر عبور کرد تا روز حشر خاطر ما را نمیرود تلخی آن سفر که مرا از تو دور کرد آنقدر گریستم که چو یعقوب از فراق این اشک دم به دم ، مرا دیده کور کرد هرچند عشق قصه ی ما را به غم نوشت اما به حق جهان مرا غرق نور کرد « گویند سنگ لعل شود در مقام صبر » آری که انتظار مرا هم صبور کرد من عاقبت به پای تو جان میدهم به شوق تا بعد من سخن نرود او قصور کرد . ح.س 1394/3/19ادامه مطلب

برچسب: یاد تو,یاد تو دردل من,یاد تو هر تنگ غروب, نویسنده: سارا محمودی تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 19:06

صفحه بندی