خرید بک لینک

هنوز خاطر آن عاشقانه هامان را

به یاد دارم و طعمش به کام دل باقیست

رسیده فصل خزان و هوا کمی سرد است

دریغ دست من از هرم دست تو خالیست

هنوز عطر مسیحایی نفسهایت

مدام میوزد و در مشام جان جاریست

هنوز هم چو گذشته شنیدن نامت

برای ولوله افکندن دلم کافیست

هنوز دیدن تصویر صامتی از تو

پناه خستگی و لحظه های تنهاییست

پرم ز از تو سرودن ولی زمان تنگ است

که شب ز نیمه گذشت و زمان بیداریست

به رسم عهد قدیم و هرآنچه بین ماست

دوباره سر دهم این نغمه گرچه تکراریست

تو را چنان که ندانی ، دوست میدارم

همیشه در نظرم خاطرت به همراهیست

ح.س

1394/8/27

برچسب: نویسنده: سارا محمودی تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 19:05

صفحه بندی