خرید بک لینک

تو را در خواب دیدن به بود از وقت بیداری

که تو در خواب دیگر لااقل ما را نیازاری

کنارت مینشینم ، خواب میبینم که آرامم

که تو دیگر نگاهت را ز رویم بر نمیداری

وصالت آنقدر شیرین بود در خواب من جانا

که هرگز عمق زجر صبح فردا را نپنداری

اگرچه دیرگاهی بیخبر از حال و احوالیم

ولی از تو خبر دارم ، ولی از من خبر داری

تو را در خواب میبینم ، کمی خسته کمی رنجور

بیا فرصت غنیمت دان که سر بر شانه بگذاری

مرا دیدار اینگونه به وقت خواب هم کافیست

مبادا آندمی کین را ز دستم نیز برداری

مرا با خواب خود تنها گذار ای مهربان من

نبودم سود هرگز با تو در ایام هوشیاری

قرار هر شب ما پای آن گلبوته ی رؤیا

منم آن عاشق دلخوش به این تقویم تکراری

گهی دلگیر تقدیرم ، گهی دلتنگم از دوری

چه باید کرد با قسمت ، چو ما بودند بسیاری

تو را میخواستم با جان ولی حاصل نشد کارم

بکن کاری تو هم ، دلشاد کن ما را به این یاری

ح.س

1395/10/12

+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۵/۱۰/۱۴ساعت 0:58 توسط |

برچسب: نویسنده: سارا محمودی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 5:36

صفحه بندی